ميرزا حسن حسينى فسايى
791
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و عيد نوروز سنه تخاقوىئيل ، در شب بيست و پنجم ماه ربيع دويم سال 1265 « 1 » واقع گرديد و نواب و الا ، معز الدوله حكومت بندر بوشهر و مضافات را به شيخ نصر خان پسر شيخ - عبد الرسول خان به ارث و استحقاق واگذاشت . و هم در اين سال ، ميرزا محمد على خان ناظم الملك شيرازى « 2 » كه شرح حال او در ذيل عنوان محله بالاكفت شيراز ، در بيان سلسله هاشميه در گفتار دويم اين فارسنامه بيايد ، از دار الخلافه طهران عود به شيراز نمود و راتق و فاتق بعضى از امورات ديوانى گرديد و چون زمانى كه شيخ نصر خان بوشهرى « 3 » در طهران توقف داشت وجه نقدى به وام از ناظم الملك گرفته بود و در آن ايام ناظم الملك مطالبه مال المداينه نمود و شيخ نصر خان در اداى آن به تسامح مىگذرانيد ، پس ناظم الملك از دربار معدلتمدار تقاضاى حكومت بندر بوشهر را نمود و بعد از رسيدن فرمان مبارك و اجازهء حكومت مشار اليه ، برادر كهتر خود حاجى ميرزا مهدى خان « 4 » را نايب حكومت خود نموده ، روانه بندر بوشهرش نمود و با او معاهده فرمود كه زمان ملاقات شيخ نصر خان را گرفته ، محبوس بدارد و چون شيخ نصر خان از مواضعه ناظم الملك مطلع گرديد ، اموال خود را در كشتى گذاشت به جزيرهء خارك فرستاد و خود با چندين كس تفنگچى در بندر بوشهر براى دفع حاجى ميرزا مهدى خان با خاطرى جمع نشست و چند ارابه توپ ديوانى كه در ساخلوى بوشهر آماده بود ، بر فراز بروج بندر كشيد و چون حاجى ميرزا مهدى خان به منزل برازجان ده فرسخى بوشهر رسيد و از واقعه شيخ نصر خان مطلع گرديد ، باقر خان تنگستانى « 5 » را كه با شيخ ، مغايرتى داشت بخواست و باقر خان با هزار تفنگچى وارد برازجان گشته ، روز ديگر حاجى ميرزا مهدى خان را برداشته به عزم فتح بندر بوشهر حركت نموده و در هر منزلى فوجى از تفنگچيان دشتستانى به جماعت تنگستانى مىپيوست و چون به صحراى ريشهر فرسخى « 6 » بوشهر رسيدند ، اعوان و انصار حاجى ميرزا مهدى خان به چهارهزار نفر رسيد و روز ديگر براى فتح بوشهر يورش انداختند و توپهاى دولتى كه شيخ نصر خان بر فراز بارو و بروج حصار بوشهر برده بود مانع از نزديكى تفنگچيان گرديد و مدتى بر اين منوال بگذشت و باقر خان تنگستانى كه سالار آن جماعت بود ، از فتح بوشهر مأيوس گشته ، قاصدى روانه بهبهان بداشت و ميرزا سلطان محمد خان والى بهبهان را براى حمايت خود بخواست و ميرزا سلطان محمد خان با دو ارابه توپ و دوهزار نفر سواره و پياده از بهبهان وارد صحراى ريشهر گرديد و توانائى حاجى ميرزا مهدى خان سهچندان آمد و چون سه جانب بندر بوشهر را آب فراگرفته است و يك جانب آن را حصار كشيدهاند ، يورش به جانب بوشهر جز از همين حصار ممكن نيست و آن حصار به توپهاى قلعهكوب استوار بود ، فتح بوشهر به درازا كشيد و آن اخبار به توسط چاپار انگليس به دار الخلافه طهران رسيد ، امناى
--> ( 1 ) . برابر با 20 يا 21 مارس 1849 ( در ساعت دو و دوازده دقيقه از شب چهارشنبه 25 ربيع الثانى ) ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 264 . ( 2 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم . ( 3 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، بلوكات دشتستان ، و ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 324 . ( 4 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، اعيان محله بالاكفت شيراز . و ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 324 . ( 5 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 325 . ( 6 ) . در گفتار دوم اين فارسنامه آمده است كه ريشهر يك فرسخ و نيم جنوب بوشهر است . ( ر ك : بلوكات فارس - دشتستان ) .